ميرزا محمد حيدر دوغلات
190
تاريخ رشيدى ( فارسي )
بضاعتى را بر بياض استطاعت [ تأليف ] « 1 » تواند گذاشت . اما به ضرورت آنكه نقل چندى از خواقين مغول كه اهل اسلام بودهاند ( 89 پ ) از ثقات روات استماع افتاده بود و هم بعضى از احوال ايشان را بنده خود معاينه كرده بودم ، اين زمان كه بر خود گرديدم و بر « 2 » ابناى جنس خود ، كه ديدم كسى كه اين روايات را داند و اين احوال را بر خود « 3 » خواند نمانده است ، اگر به اين جرأت ننمودمى مغول و خواقين « 4 » چنان غافل ماندندى كه نسبت خود را نيز گم « 5 » كردندى . چه جاى احوال و اوضاع سلف « 6 » و تسويد اين امور را اگر بر اعزهء افاضل تكليف كردمى ، موهوم بود به كلفت ، چه ايشان را از دانستن احوال خواقين بهره چندان نمىبود . « 7 » از اين سخنان ، بهره جز خواقين مغول و مغول را نمىباشد . زيرا حاليا كه تازهترين و كمترين اقوام استيلا مغول شده است . قبل از اين حكومت معموره بلاد عالم و مفاوضه « 8 » ربع مسكون با اوروغ 441 و نسل و اتباع چنگيز خان مقرر بود و چنگيز خان را چهار فرزند بود كه عالم آرا به اين چهار فرزند بخش كرده بود و الوس هر فرزندى در ربعى از معموره و مفازهء عالم « 9 » استيلا داشتند . در تاريخ هرجا كه الوس اربعه مذكور است ، مقصود از اين چهار قومند كه مذكور شد . ميرزا الوغ بيگ دانشمند تاريخى نوشته است نام آن تاريخ را هم الوس اربعه « 10 » بمانده . از الوس اربعه يكى مغول است و مغول به دو قسم مقسوم « 11 » منقسم شده ، يكى مغول ، ديگر جغتاى . اما اين دو فريق از جهت عداوت با يكديگر از روى استخفاف « 12 » هر كدامى يكديگر را به نامى مىخوانند ، چنان كه چغتاى ، مغول را جته مىگفت . مغول چغتاى را قراواناس 442 مىگفت . حاليا از جغتاى جز پادشاهان ايشان كسى نمانده كه ايشان فرزندان بابر پادشاه باشند « 13 » و به جاى جغتاى از آحاد الناس بلاد موروثى ايشان جمع شدهاند . اما مغول در حدود طرفان و
--> ( 1 ) . نب : - تأليف . ( 2 ) . نت : كه بر خود كه ديدم و بر . ( 3 ) . نت : - خود . ( 4 ) . نت : خوانين . ( 5 ) . نت : بند . ( 6 ) . نت : جاى اوضاع و احوال سلف . ( 7 ) . نت : + و . ( 8 ) . نت : مغازهء . ( 9 ) . نت : + به . ( 10 ) . نت : اربع . ( 11 ) . نت : مقتوم . ( 12 ) . نت : استحقاق . ( 13 ) . نت : هستند .